نماز و آداب زندگی
مشغول
گفتگو با خدا بودم: دستم
را بگير اي پروردگار گرانقدر ،اي پروردگار گرانقدر دست مرا بگيروهدايتم كن و كمكم كن
تاپا برجا بمانم من خسته و ضعيف و تنهايم در ميان طوفان. در طول شب مرا به سوي نور هدايت
فرما،دستم را بگير اي پروردگار گرانقدرو مرا به سوي خانه ام هدايت كن. دوستي
از من پرسيد چه مي كني؟چرا نماز مي خواني؟ در پاسخ
به او گفتم: بودن
را باور كن تا زماني كه زنده هستي با عشق زندگي كن،لازمه ي عشق يك ارتباط عارفانه هست.
پس به نيت قربت آماده شو،وضوبگيروباتن پوشي از دعا ومناجات در محلي آرام ،دلبستگي دنيوي
را قطع كن و به هيچ چيز جز او نينديش.صدايش كن از ته ته قلبت صدايش كن واورابه بزرگ
بودن و يكتا بودن ياد كن.مي خواهي آسمان دلت آبي وخورشيد،روشنگر زندگي ات باشد. مي خواهي
زبان گلها را بداني و راز خلقت را در يابي پس به او توكل كن ،دستهايت را بالا ببر ،وجودت
را سرشار از عشق وتمنا كن و به او بگو كه دوستش داري و فقط او را مي ستايي از او كمك
بخواه ،بخواه كه راه راست را به تو نشان دهد،خودت را گم كن و بگذار هيچ نقشي از تو
بر روي زمين نماند ،بالهايت را باز كن و به سوي معبود حقيقي پرواز كن. از او
بخواه گاهي اختيار را از دست تو گرفته و به جاي تو تصميم بگيرد. وقتي
او را به بزرگي ياد مي كني ودر برابرش سر به سجده مي گذاري وقتي صداي ناله هايت به
عرش كبريا رفت و قلبت تپيد،زماني كه قطرات اشك در چشمان زيبايت حلقه زدو گرمي را به
گونه هايت حس كردي ،آن هنگام كه در گفتن ‹‹اياك نعبد واياك نستعين›› دلت شكست وصدايت
لرزيد،بدان كه او به تو مي نگردو در آن هنگام ندايي غريب در دل به تو مي گويداي بنده
ي من چه مي خواهي تا دعايت را اجابت كنم.دراين لحظه فرشته هاناظر اين همه شكوه هستند. بدان
اگر به صلاح تو باشدهمه چيز به تو عنايت مي
كند.دوست من دعا كن ، او هميشه با توست و اگر روزي يادت رفت كه به سراغش بروي تو رابيدار
كند و عبادت خود را در وجود تو بپروراند.هر لحظه منتظر باش تا تورا در مسير زندگي هدايت
كند.تنها سعي كن براي چند لحظه به جز او همه چيز را فراموش كني. هر روز
كه از خواب بر مي خيزي ، به زندگي عشق بورز و قدرش را بدان، از تمام چيزها و كساني را كه در زندگي تو به نحوي دخالت دارند
سپاسگزار باش تا دريابي كه قدر شناسي چه دگرگوني هاي بزرگي در زندگي به وجود مي آورد . حال به خودت رجوع كن كه آياآماده شده
اي كه قدر آن چه را كه داري بداني و سپاسگذار آن خالق بي همتا و بي نياز باشي؟
نماز حقيقي، معراج واقعي است:
از نكات ديگر در بيان و فهم ديدگاه امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ دربارهي اهميت نماز دارد اين است كه حضرت امام ـ رحمه الله عليه ـ نماز را عين معراج واقعي ميدانند كه داراي حالتها و مراحل گوناگوني است كه براي افراد مختلف به تناسب درجهي ايمان نمازگزار و حضور قلبي وي در نماز، تفاوت دارد. امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ به دليل مسئله معراج واقعي بودن نماز، در تفسير نماز به تطبيق دادن آن با حديث معراج پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ پرداختهاند، زيرا بنا بر دستور پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ اذكار آن سفر هم در نماز از جمله در ركوع و سجود گنجانيده شده است (همان گونه كه در حديث معراج آمده است).
.jpg)
![]()

32- روز تبلور عبادت
از ويژگى هاى امام حسين عليه السلام كه منشاء و سرچشمه ديگر صفات و امتيازات او گرديد، اين بود كه فرمان خاص آفريدگارش را در روز بزرگ و جاودان عاشورا به سبك بى نظيرى به انجام رسانيد و خدا را به گونه اى عبادت كرد كه نه كسى پيش از او توفيق آن را يافته بود و نه پس از او عبادت او، در آن روز تاريخى و حماسه ساز، عبادتى جامع ، كامل ، پر محتوا و دربردارنده تمامى اقسام و ابعاد و چهره هاى يك سيستم عبادى كامل بود و از عبادتهاى بدنى و قلبى گرفته تا ظاهرى و باطنى ، روحانى و معنوى ، واجب و مستحب ، و ديگر چهره ها و جلوه هاى پرستش خالصانه و عاشقانه خدا، در آن موج مى زد و از هر نمونه و نوع آن ، بهترين و كامل ترين و زيباترينش در عبادت و عبادتگاه حسين عليه السلام تبلور يافت .
و در يك روز! آرى ! يك روز شكوهمند و به يادماندنى آفريدگار تواناى هستى به انواع و اقسام پرستش ها و در تمامى جلوه ها پرستيده شد.
آن روز علاوه بر اينكه روز بزرگ عبادت و نيايش بود روز تبلور ارزش هاى انسانى نيز بود، به همين جهت بود كه در كنار عاشقانه ترين و خالصانه ترين نيايش ها و عبادتها تمامى مكارم اخلاقى و صفات پسنديده انسانى به صورت همگون و ناهمگون در بهترين صورت ممكن در چشم انداز بشريت قرار گرفت .
33- اسوه عالى عبادت
از ويژگى هاى امام حسين عليه السلام ايجاد هماهنگى و جمع ميان اقسام طهارت بود، او به قصد تقرب به پروردگار و به نيت عبادت و بندگى او، شب عاشورا با اندك آبى كه فرزند محبوبش على ، در آن شرايط سخت محاصره و بى آبى برايش فراهم ساخته بود غسل شهادت كرد.(27)
پس روز عاشورا با خون قلب مصفايش ، به سبك ويژه اى وضو ساخت و چهره منورش را رنگين كرد آنگاه به غسل ترتيبى پرداخت و با خون قلبش سر مطهر و بدن مقدسش را شست و سر انجام غسل ارتماسى كرد.
امام حسين عليه السلام در صبحگاه روز شهادتش ، وضوى خاصى ساخت ، كف دست خويش را از خون پاكش پر كرد و چهره نورانى اش را رنگين كرد، آنگاه به خاك پاكيزه و مباركى تيمم نمود و بر بارگاه دوست پيشانى بر زمين نهاد و به سجده پرداخت . و عاشقانه نماز عشق را در سجاده شهادت اقامه فرمود: حسين عليه السلام اسوه عالى عبادت و بندگى است .
34- چهار نوع نماز عاشقانه
امام حسين عليه السلام نماز به راستى به صورت بى نظيرى به پا داشت به گونه اى كه مخصوص او بود و نه ديگرى ، در شبانه روز جاودانه عاشورا آن حضرت چهار نوع نماز خواند.
1- نماز وداع و آن نمازى بود كه شب عاشورا پس از به تاخير افكندن پيكار و مهلت خواستنش از دشمن به پا داشت .
2- نماز نيمروزى كه به صورت نماز خوف به سبك ويژه اى جز نمازهاى خوفى كه در منزلگاه ((عسفان )) و ((ذات )) و ((بطن النخل )) خواند، به پا داشت كه در آن برخى از ياران پاكباخته اش هدف تيرهاى دشمن كينه توز و تجاوزكار قرار گرفته ، به شهادت رسيدند.
3- روح و جان نماز را با آوردن اسرار و افعال و چگونگى و كلمات آن به صورت تمام عيار به پا داشت .
4- و نماز مخصوصى كه تكبيره الاحرام ، قرائت ، قيام ، ركوع ، سجود، تشهد و سلام ويژه اى داشت . نمازى كه تكبير آن را به هنگام فرود آمدن از مركب سر داد و قيام آن را به هنگامى كه پس از افتادن بر خاك به روى پاى خويش ايستاد به جا آورد و ركوع آن را به هنگامى كه از شدت زخم و خونريزى بر خاك مى افتاد و برمى خاست انجام داد و قنوت آن را با آخرين دعاى روح بخش و آخرين نيايش ملكوتى اش در واپسين دقايق زندگى زمزمه كرد كه : ((خداى من ! اى خدايى كه مقامت بس والا و بلند مرتبه است و خشم و غضبت بر بيدادگران بسيار شديد، نيرويت از هر نيرويى بالاتر است . اى خدايى كه از تمامى مخلوقات بى نيازى و در كبريا و عظمت فراگير و به آنچه بخواهى توانا. بار خدايا! ما خاندان و فرزندان پيامبر محبوب و برگزيده تو هستيم كه اينان با ما از راه فريب و حيله وارد شدند و دست از يارى ما كشيدند و ما را كه براى حق و عدالت به پا خاستيم به شهادت رساندند.))
و سجده آن را با نهادن چهره پر فروغش بر خاك گلگون كربلا انجام داد و تشهد و سلام آن را با خروج روح بلندش از پيكر غرق به خونش ادا كرد و بالاخره سر از سجده نماز برداشتن را، با اوج گرفتن سربريده اش بر فراز نيزه ها و تعقيب نمازش را هم با برخى دعاها و اذكار و سوره مباركه كهف كه از فراز نيزه ها تلاوت كرده ، به گوش ها مى رساند.(28)
35- شيرينى معرفت
امير مومنان عليه السلام در ترسيم صفات فرشتگان مى فرمايد، آنها شيرينى معرفت خداى را چشيده و از جام مهر و محبت او سيراب گشته و پرواى از خدا تا اعماق قلبشان نفوذ كرده است ، از اين رو فرمانبردارى و عبادت طولانى خدا، قامت آنان را خم كرده و شوق بسيار به او، حالت تضرع آنان را از بين نبرده است .(29)
آرى ، اگر به خوبى به شخصيت والا و شاهكار بزرگ حسين عليه السلام بينديشيم به روشنى آثار چشيدن معرفت خدا و سركشيدن جام مهر و عشق او را، در كران تا كران زندگى او در خواهيم يافت . او شيرينى معرفت بى نظيرى را چشيده بود كه هجوم امواج رخدادهاى ناگوار و تلخ دنيا و دنياپرستان بر قلب و جان و درون و برون او هرگز احساس تلخكامى نكرد.
اگر با بينش معنوى به سخن امير المومنين عليه السلام در مورد فرشتگان بينديشيم كه فرمود: ((فرمانبردارى و عبادت خدا قامت آنان را خميده ساخته ، اما شوق بسيار به او حالت نيايش آنان را از بين نبرده است )). در خواهيم يافت كه آشكارترين فرد و شايسته ترين مصداق آن ، امام حسين عليه السلام است ، چرا كه هم در فرمانبردارى و عبادت باشكوه روز عاشورا قامتش خميده شد و هم تير سه شعبه اى را كه بر سينه و قلب مقدسش فرود آمد به جان خريد. و خون پاكش فواره زد و بايد كه بر خميدگى قامت او در اطاعت و عبادت پر شكوه خداوند در آن روز جدا شدن و قطعه قطعه شدن پيوندهاى وجود و اعضاى مقدسش را نيز اضافه كرد اما با همه اينها عشق او به خدا افرونتر شد.
36- همانند نماز فرشتگان
از صفات برجسته فرشتگان اين است كه پيوسته در عبادت خدا و اطاعت فرمان او هستند نه خستگى آنان را فرا مى گيرد و نه غفلت از ياد خدا و نه به نافرمانى مى گرايند. امير مومنان عليه السلام در وصف آنان مى فرمايد:
((برخى از فرشتگان سجده كنندگانى هستند كه ركوعى ندارند. برخى ديگر براى ركوع خميده اند و قامت براى قيام راست نمى كنند. گروهى از آنان صف زدگانى هستند كه خستگى فرسودگى در آنان راه ندارد، نه خواب بر چشمانشان پيروز مى گردد و نه اشتباه و خطاى بر انديشه آنها، نه بر كالبدهايشان سستى روى مى آورد و نه به آگاهيشان غفلت و فراموشى (30)))
امام حس .ين عليه السلام عبادت تمامى فرشتگان از آغاز تا فرجام آفرينش را در يك روز انجام داد. آن حضرت براى خدا سجده اى كرد و جاودانه شد.
ركوعى به جا آورد كه قيامت براى قيام راست نكرد و در شب عاشورا خدايش را به گونه اى عبادت نمود كه نه خواب برچشمانش پيروز شد و نه اشتباه و نسيان بر انديشه اش .
37- نماز، محبوب حسين عليه السلام
نمازگزار بايد اسرار نماز را دوست داشته باشد، دوست نماز باشد، نه نمازخوان باشد. سيد الشهدا عليه السلام به اباالفضل عليه السلام فرمود: ((به اين قوم بگو امشب را كه شب عاشورا است به من مهلت بدهد براى اينكه خداى سبحان مى داند انى احب الصلوة له (31)، كه من نماز را براى رضاى خدا دوست دارم ، نماز محبوب من است ، من نماز را دوست دارم و مى خواهم از دوستم وداع كنم .))
از امام سجاد عليه السلام بيان شده : ((اذا صليت صل صلوة مودع (32)))
وقتى نماز مى خوانيد مثل آن كسى باشد كه مى خواهد نماز را وداع كند زيرا ممكن است اجل نگذارد به نماز بعدى برسيد.
با توجه به اين نكته كه ائمه عليه السلام الگوهاى پايدار و مبين عبادت مى باشند توصيه هاى اينان در هميشه تاريخ اسلام چراغى فرا راه مسلمين خواهد بود تا در لحظات كاميبابى و ناكامى شدت و صحت ، سرا و ضرا، هماره خداوند را به ياد داشته و ختم تمامى امور را منوط به راى و مصلحت پروردگار ببينند و خداى متعال را حاظر و ناظر بر كليه اعمال بدانند. با عنايت به اين مساله درمى يابيم كه چگونه است كه عابدترين عابدان عصر سلطه اموى حضرت عليه السلام وقتى نماز مى خواند با آن همه مقامات معنوى چنان در پيشگاه ذات اقدس الهى حاضر مى گردد كه گويى اين آخرين نماز اوست .
38- شهادت به خاطر احياى نماز.
حالت نيايش و راز و نياز امام حسين عليه السلام به درگاه الهى ، هيچ گاه در تمام زندگى ظاهرى حضرتش قطع نگشت ... بلكه انواع مصائب و گرفتارى ها و رنج هاى جانكاه را بر پيكر مقدسش و سر مطهر و قبر منورش ، پس از شهادت خود نيز، در راه خدا به جان خريد و همه اينها را در همان دوران زندگى ارزيابى و براى خشنودى خدا، نيت همه آنها را نمود. در اين مورد كافى است به پايمال شدن پيكرش ، بريده شدن دست و انگشتانش پس از شهادت ، زده شدن چوب بيداد بر لب و دهانش ، بر فراز نيزه گرداندن سر مطرش در شهرها نگريست كه همه اينها را به نيت انجام فرمان خدا و نماز و عبادت و اطاعت او و احياى دين و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم انجام داد.
39- شهادت در حال نماز
حضرت سيد الشهداء عليه السلام به برادرش فرمود كه : اگر من به لانه حيوانات پناه ببرم بنى اميه بر من دست پيدا مى كنند مى داند كه او را مى كشند و جناب امير مومنين عليه السلام مى دانست او را شهيد مى كنند، من عالم مى دانم كه مرا مى كشند حالا كه مى داند خوب چرا توى خانه ؟ چرا توى دهليز؟ چرا توى يك بيابانى بى اطلاع ؟ خوب ، حالا كه مرا مى كشند طورى كشته و شهيد شوم كه خون من هدر نرود مظلوميت من برملا بشود، آنها كه بالاخره على عليه السلام را مى كشتند لذا مى رود به مسجد اگر مسجد هم نمى رفت آن شب او را مى كشتند.
به يك وجه ديگر چه بهتر كه حقانيتشان را بر مردم معلوم كنند، در مسجد سر نماز (مسجد مامن مردم است ) كه قساوت و شقاوت را خوب برساند اين را اختيار كرد، اين مسير را برگزيده است نبايد گفت چرا على امير المومنين تن به تهلكه داده چرا؟ قرآن كه مى فرمايد: لا تلقوا بايديكم الى التهلكة . انسان بالاتر از اين حرف هاست .
اينها دست از امام حسين بر نمى داشتند به هر طريقى او را مى كشتند، ولى امام جهاد و شهادت را اختيار كرد، و در ميدان جهاد، درس استقامت و آزادى و شهادت و بندگى و معنويت و مناجات و عبادت و برپايى نماز براى تمام انسان ها داد.
نماز حقيقى را امام در شب ، صبح و ظهر عاشورا به تصوير كشيد، اگر چه فيلمبردار آنجا نبود، ولى انسان با چشم بينا مى تواند الان هم ببيند چونكه آنها حق بودند و حق هم نابود شدنى نيست ، تا ابد اين فيلم نماز كربلا زنده و پايدار است .
در قيامت خداوند تمام صف كربلا را به عالم محشر نشان مى دهد، واقعا ركوع و سجود امام ديدنى است . واقعا آنها چقدر قسى القلب بودند، كه به قلب نماز و به قلب نمازگزار تير زدند.
دشمنان با اين كار ثابت كردند كه نمازگزار واقعى نيستند، بلكه نمازگزار واقعى امام حسين و يارانش مى باشند، اگر آنها نمازگزار واقعى بودند به نماز و نمازگزار تير نمى زدند.
الف ) عصر روز تاسوعا
40- به خاطر نماز جنگ را به تاخير انداختند
بنا به نقل طبرى عصر پنچ شنبه نهم محرم ، عمر سعد فرمان حمله داد و لشكر به حركت در آمد امام عليه السلام در آن ساعت در بيرون خيمه به شمشيرش تكيه نموده خواب خفيفى بر چشمانش مستولى شد.
و چون زينب كبرى عليه السلام سر و صداى لشكر عمر سعد را شنيد و جنب و جوش آنها را ديد به نزد امام آمد و عرضه داشت : برادر! اينك دشمن به خيمه ها نزديك شده است . امام عليه السلام سر برداشت و اول اين جمله را گفت : ((انى رايت رسول الله ...، اينك جدم رسول خدا را در خواب ديدم كه به من فرمود: فرزندم به زودى نزد من خواهى آمد)). سپس برادرش ابوالفضل عليه السلام را خطاب كرد و چنين گفت : جانم به قربانت ! سوار شو و با اينها ملاقات كن و انگيزه و هدف آنان را بپرس .
طبق فرمان امام عليه السلام حضرت ابوالفضل با بيست تن زهيربن قين و حبيب بن مظاهر نيز در ميان آنان ديده مى شد به سوى دشمن حركت نموده و در مقابل آنان قرار گرفت و انگيزه حركتشان را سوال نمود.
لشكريان عمر سعد در جواب او گفتند: اينك از سوى امير (ابن زياد) حكم تازه اى رسيده است كه بايد شما بيعت كنيد والا وارد جنگ خواهيم گرديد.
حضرت ابوالفضل به سوى امام برگشت و پيشنهاد آنان را به عرض آن حضرت رسانيد.
امام در پاسخ وى چنين فرمود: ((به سوى آنان بازگرد و اگر توانستى همين امشب را مهلت بگير و جنگ را به فردا موكول بكن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازيم ، زيرا خدا مى داند كه من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شديد دارم .))
ابوالفضل عليه السلام برگشت و تقاضاى مهلت يكشبه نمود. عمر سعد چون در قبول اين پيشنهاد مردد بود موضوع را با فرماندهان لشكر مطرح و نظر آنان را جويا گرديد.
يكى از فرماندگان به نام ((عمرو بن حجاج )) گفت : سبحان الله ! اگر اينها از ترك و ديلم بودند و چنين مهلتى را از تو در خواست مى كردند بايستى به آنان جواب مثبت مى دادى ((يكى ديگر از فرماندهان گفت : به عقيده من هم بايد به اين درخواست حسين جواب مثبت داد، زيرا اين درخواست وى نه براى عقب نشينى آنها از جبهه و نه براى تجديد نظر است بلكه به خدا سوگند! فردا اينها پيش از تو به جنگ شروع خواهند نمود.
عمر سعد گفت : اگر چنين است پس چرا شب را به آنان مهلت بدهيم ؟ به هر حال ، پس از گفتگوى زياد، پاسخ عمر سعد به حضرت ابوالفضل عليه السلام اين بود: ما امشب را به شما مهلت مى دهيم اگر تسليم شديد و به فرمان امير گردن نهاديد به نزد او مى بريم و اگر امتناع كرديد ما هم شما را به حال خود باقى نخواهيم گذاشت و جنگ است كه سرنوشت شما را تعيين خواهد نمود.
و بدينگونه با درخواست امام عليه السلام موافقت گرديد و شب عاشورا به وى مهلت داده شد.
![]()

از اسماء بنت عميس نقل شده : حسين عليه السلام بعد از گذشت يك سال از ولادت برادرش حسن عليه السلام ديده به جهان گشود. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به خانه زهرا عليها السلام آمد و به من فرمود: ((پسرم را نزد من بياور.))
من حسين عليه السلام را كه در قنداقه سفيدى بود، به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بردم .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از ديدار چهره عليه السلام شاد و خندان شده ، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس حسين عليه السلام را به دامن گرفت و گريه كرد.
عرض كردم : پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا! چرا گريه مى كنى ؟
فرمود: گريه ام به خاطر مصائبى است كه بعد از من به اين نوزاد وارد مى شود.
به زودى گروه ستمگر او را مى كشند و خداوند آن گروه را مشمول شفاعت من نخواهد كرد.
2- هزار ركعت نماز
آن حضرت به عبادت بسيار علاقه مند بودند، به طور مثال شخصى خطاب به حضرت سجاد عليه السلام عرض كرد: يابن رسول الله ! چرا پدرت امام حسين عليه السلام كم اولاد است ؟ حضرت فرمودند: تعجب مى كنم كه من چگونه متولد شده ام ، زيرا پدرم امام حسين عليه السلام در هر شب و روزى هزار ركعت نماز به جاى مى آورد.(1)
3- وضوى امام حسين عليه السلام
كان الحسين بن على عليه السلام اذا توضاء تغير لونه و ارتعدت مفاصله فقيل له فى ذلك ، فقال : حق لمن وقف بين يدى الملك الجبار ان يصفر لونه و ترتعد مفاصله ،
امام حسين عليه السلام وقتى وضو مى گرفت رنگش پريده و پاهايش مى لرزيد.
علت اين كار را پرسيدند فرمود: سزاوار است براى كسى كه در مقابل خداى با جبروت ايستاده رنگش زرد شود و پاهايش بلرزد.(2)
4- سنت هفت بار تكبير
صدوق رحمه و الله از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود: حسين عليه السلام دير به سخن آمد تا آنجا كه بيم مى رفت نكند حرف نزند و بى سخن باشد. روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى نماز بيرون آمد در حالى كه حسين عليه السلام را بر شانه خود نهاده بود، مردم (براى نماز) پشت سر حضرت صلى الله عليه و آله و سلم صف بستند و حضرت صلى الله عليه و آله و سلم او را در طرف راست خود بر زمين گذارد و تكبير نماز گفت ، پس حسين عليه السلام (نيز) تكبير گفت ، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تكبير حسين عليه السلام را شنيد تكبير را دوباره فرمود و حسين نيز (به پيروى از رسول خدا) هفت بار تكبير گفت . بدينگونه سنت هفت بار تكبير گفتن (در ابتداى نماز) آغاز شد.
5- نماز در يك لباس
ابو بصير از امام صادق عليه السلام پرسيد: جهت نمازگزاردن مرد چه مقدار لباس كفايت مى كند؟
حضرت عليه السلام فرمود: ((امام حسين عليه السلام در يك قطعه لباس كه از نيمه ساق پا بالاتر و نزديك زانوها بود و بر دوش حضرت عليه السلام جز به مقدار دو بال پرستو نداشت نماز گزارد و وقتى ركوع مى نمود از شانه هايش مى افتاد و سجده مى كرد بر گردن حضرت مى رسيد، پس آن را با دست بر شانه هايش خود بر مى گرداند، اين گونه بود تا از نماز فارغ شد.))
امام باقر عليه السلام فرمود: ((براى من نقل نمود كه كسى كه امام حسين عليه السلام را در حالى ديده است كه در يك جامه نماز مى گزارد، و امام حسين عليه السلام براى او نقل نموده كه : ((پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديده است كه در يك لباس نماز مى خواند.(3)))
6- عبور از جلوى نماز گزار
ضيف از امام صادق عليه السلام از امام باقر عليه السلام از امام سجاد عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: ((امام حسين عليه السلام نماز مى خواند، مردى از جلوى او عبور كرد، يكى از ياران حضرت عليه السلام او را از اين كار بازداشت . چون حضرت عليه السلام از نماز فارغ شد، پرسيد: چرا او را نهى نمودى ؟
عرض كرد: اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ! ميان شما و محراب آشفتگى پديد مى آورد.
فرمود: واى بر! تو خداى متعال به من نزديك تر از آن است كه كسى ميان من و او آشفتگى ايجاد كند.(4)))
7- ركوع و سجده طولانى
حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) فرمود:
جدم حسين عليه السلام ركوع و سجودش طولانى بود.(5)
8- تغيير رنگ صورت امام هنگام وضو
روايت شده كه امام حسين عليه السلام هرگاه به نماز مى ايستاد رنگ از چهره اش مى پريد، از او سوال مى شد: اين حالت چيست كه هنگام وضو در شما پيدا مى شود؟
مى فرمود: ((شما چه مى دانيد كه در پيشگاه چه كسى مى خواهم بايستم ؟(6)))
9- نماز تقيه
قطب راوندى به سند خود، از امام موسى كاظم عليه السلام از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: ((امام حسين عليه السلام پشت سر مروان بن حكم (از باب تقيه ) نماز مى گزاردند.
پس به يكى از آن دو بزرگوار عرض شد: آيا پدر شما وقتى به منزل برمى گشت نماز را اعاده نمى كرد؟ فرمود: نه به خدا سوگند، او به همان يك نماز اكتفا مى كرد.(7)
10- سفارش اهل بيت به نماز
على بن ابراهيم ، از امام باقر عليه السلام نقل مى كند درباره فرمودء خداى سبحان : ((خانواده خود را به نماز امر كن و خود نيز سخت بر آن پايدار باش .)) فرمود: در آن به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمان ابلاغ ويژه به اهل بيتش را داده است نه عموم مردم را، تا به همه مردم اعلام شود كه اهل بيت محمد صلى الله عليه و آله و سلم ، در نزد خدا منزلتى ويژه دارند كه براى ديگر مردمان نيست ، زيرا خداى سبحان به آنان (جهت اقامه نماز)، هم فرمان عمومى همراه با همه مردم داده ، هم فرمان خصوصى .
پس از نزول اين آيه ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هر روز، وقت نماز صبح به در خانه على عليه السلام مى آمد و مى فرمود: ((سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد))، پس (اهل بيت يعنى ) على عليه السلام و فاطمه عليها السلام و حسن عليه السلام و حسين عليه السلام (در پاسخ ) اظهار مى داشتند: ((و سلام و رحمت و بر كات خدا (نيز) بر شما باد اى پيامبر خدا.))
سپس حضرت صلى الله عليه و آله و سلم دو طرف چهار چوبه در را گرفته مى فرمود: ((نماز، نماز، خدا شما را رحمت كند))، ((همانا خدا چنين مى خواهد كه هر گونه آلودگى را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را (از هر ناخالصى ) پاك گرداند.))
پس حضرت صلى الله عليه و آله و سلم ، زمانى كه در مدينه حضور داشت ، هر روز صبح پيوسته اين كار را انجام مى داد تا اينكه از دنيا رفت . ابوالحمراء خادم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى گويد: من شهادت مى دهم كه هر روز پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين عمل را انجام مى داد.
در كتاب ((موده القربى )) از انس بن مالك و از زيد بن على بن الحسين عليه السلام از پدرش امام سجاد عليه السلام از جدش عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بعد از نزول آيه شريفه و اءمر اءهلك بالصلوه و اصطير عليها ((و اهل بيت خود را به نماز فرمان ده و خود نيز بر آن سخت پايدار باش )) به مدت نه ماه هر روز هنگام نماز صبح ، به در خانه فاطمه عليها السلام مى آمد و مى فرمود: نماز اى اهل بيت نبوت ! ((همانا خدا مى خواهد كه از شما خاندان هرگونه آلودگى را ببرد و شما را منزه گرداند)) و اين حديث را سيصد نفر از صحابه نقل كرده اند.
زيد بن على از پدرش امام سجاد از جدش عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: ((روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در خانه ام سلمه بود. فرنى خدمت حضرت آوردند. رسول خداصلى الله عليه و آله و سلم على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و از آن خوردند.
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنان را در پوشش عبايى خيبرى قرار داد و اين آيه شريفه را تلاوت فرمود:
انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا.
ام سلمه اظهار داشت : اى رسول خدا! آيا من هم از اهل بيت نبوتم ؟
حضرت فرمود: تو (از آنان نيستى اما) رو به سوى خير دارى .(8)

:ادامه مطلب:![]()

تا دورترین افق رها خواهم رفت
امروز در اندیشه ی زرین نماز
از قوس سجود تا خدا خواهم رفت

نماز است شمع شبستان دل دل بي نماز است بدتر ز گل
نماز است معراج ما خاكيان بر او غبطه ورزند افلاكيان
نماز است آرامش زندگي چه آزادگي بهتر از بندگي
پيمبر چنين كرد اين نغمه ساز مرا نور چشم است اندرنماز
نماز است سر خط آزادگي دواي غم و درد دل مردگي
نماز است چون مه به شبهاي تار نماز است رهبر به كوي نگار
هر آنكس نمازي كند با حضور بگردد سراپاي غرق سرور
به هر حالتي از خدا ياد كن به ياد خدا جان ودل شاد كن
قابل درگاه حي بي نياز*هيچ طاعت نيست بهتر از نماز
اين عبادت مايه قرب خداست*مونس شب هاي تار انبياست
اين عبادت مايه غفران ماست*ناجي و کفاره عصيان ماست
گر تعجب مي کني از اين بيان*پس برو تنهي عن الفحشا بخوان
اين عبادت چون عمود دين توست*شرط ملت مذهب و آيين توست
متقين را زين و منهاج آمده*مومنين را عين معراج آمده
چون شدي آماده غسل و وضو*از معاصي دست و دل اول بشو
خويش را خالي تو از تزوير کن*پس بلند آوازه تکبير کن
![]()

وسایل کارش را با اکراه جمع می کرد. در حالی که یکی یکی را در خورجین می گذاشت، زیرلب زمزمه کرد: «نه، این بار هم نمی شود. من که نمی خواهم خاری از پای بیرون بکشم. تیر است، آن هم تیری که تا استخوان پیش رفته است».
از جا بلند شد. لباس عوض کرد. لحظه ای کوتاه، خود را در آینه تماشا کرد. این، سومین بار بود که می خواست تیر را از پای او خارج کند. اول بار، پس از جنگ احد، وقتی که مسلمانان برمی گشتند، نزدیک مدینه در میان غوغای شیون و زاری، پای او را معاینه کرده بود. می خواست همان جا تیر را بیرون بکشد ؛ امّا تنها کمی اطراف زخم را شکافته و مایعی بر آن مالیده بود تا اطراف زخم، متورم شده و باز شود. خورجینش را روی شانه انداخت. بیرون آمد. هوا رنگ و بوی بهاری داشت. نسیمی عطرآگین، شاخه ها را به بازی گرفته بود. اندکی ایستاد و به آسمان آبی نگاه کرد. خورشید، مثل سیبی در دست آسمان بود. حرکت کرد. در راه اندیشید: «آیا این بار، طاقت می آورد؟ زخم عمیقی است. خدا کند طاقت بیاورد!».
بار دوم، در خانه اش خواسته بود کار را یکسره کند ؛ ولی کار، سخت تر از آن بود که فکر می کرد. چهره عرق کرده علی(ع) را به یاد آورد. هر که به جای او بود، بی گمان از شدت درد، از هوش می رفت، و باز به ناچار، دست از کار کشیده بود و حسن(ع) گفته بود: «بگذار وقتِ نماز»، و امروز پیغام داده بود که: «نماز ظهر بیا».
باد، صدای مؤذن را از دور می آورد. حکیم، لبخند تلخی زد و از خود پرسید: «چرا وقت نماز؟ درد که وقت نمی شناسد!».
با شنیدن اذان، شتاب گام هایش تندتر شد. از چند کوچه و پس کوچه گذشت. جلوی خانه ای ایستاد و کلون در را کوبید. در، فوری باز شد؛ مثل این که بی صبرانه منتظرش بودند.
حکیم پرسید: «به موقع آمده ام؟».
خدمتکار امام که در را به رویش باز کرده بود پاسخ داد: «آری، خیلی به موقع آمدید؛ تازه به نماز ایستاده، عجله کنید».
حکیم، وارد اتاق شد و سلام کرد. حسن و حسین(ع) جواب دادند. آن دو، چشم به پدر دوخته بودند. امام، تمام دلش را به خدا داده بود. صدایش چون موسیقیِ حُزن انگیز، دلنشین بود. امام به سجده رفت. پایی را که زخمی بود به ناچار به عقب رها داد. حکیم، نگاهی به حسن و حسین(ع) کرد. باید زود دست به کار می شد. با اشاره آن دو جلو رفت. جای زخم با پارچه ای پیچیده شده بود. آهسته با سر انگشتانش زخم را لمس کرد. فکر کرد امام متوجه می شود. با خود گفت: «نکند امام نمازش را نیمه کاره رها کند؟!». امّا امام هیچ تکانی نخورد.
وسایلش را از خورجین بیرون آورد. حضرت، آرام، سر از سجده برداشت و بلند شد. با تیغ، گره پارچه را برید. دو سر پارچه شل شد. با احتیاط، دو سر پارچه را تا محل زخم ،آرام کشید. درست در محل زخم، پارچه بر خون خشکیده و پوست سخت، چسبیده بود. زیر لب دعا کرد. می دانست که با کشیدن پارچه، فوجی از درد، بیدار خواهد شد و امام... امّا ناچار بود. پس با یک حرکت ماهرانه و تند، پارچه را به سوی خود کشید و سرش را تند بالا گرفت تا عکس العمل امام را ببیند. شگفت زده شد ؛ زیرا امام، باز هیچ تکانی نخورد. نفس بلندی کشید و عرق را از چهره پاک کرد.
حضرت دوباره به سجده رفت. تیغش را به دست گرفت. ترسید. با خود گفت: «این بار، دیگر از درد، نمازش را خواهد شکست».
رو به حسن و حسین(ع) کرد. آن دو، آرام، چشم به دست او داشتند. وقت داشت می گذشت. لبه تیز تیغ را آرام بر پوست کشید. حضرت هنوز گرم مناجات با خدا بود. حکیم، محل زخم را آرام شکافت. رگه ای از خون جاری شد. با پارچه پاکش کرد. او هر بار با نشست و برخاست امام، کمی جا به جا می شد ؛ ولی به هنگام سجده کار بر او راحت تر بود.
امام نشست. حکیم چهره خیس از عرقش را پاک کرد. با سجده رفتن امام، دوباره کارش را شروع کرد. شکاف های قبلی را عمیق تر شکافت. احساس کرد لبه تیغش به تیر برخورد کرده است. چند شکاف دیگر در اطراف زخم به وجود آورد تا بتواند تیر را راحت تر بیرون بکشد. خون تازه را دوباره پاک کرد. قیچیِ بلند و نوک تیزش را برداشت. خدا خدا می کرد تا سجده امام طولانی شود. با خود گفت: «این بار، دیگر طاقت نخواهد آورد». تمام حواسش را به دستش داد. نوک قیچی را آرام در شکاف گوشت، فرو بُرد. بعد آرام آرام دستش را پس کشید و تیر خون آلود را بیرون آورد. شگفت زده از این که امام از درد، حتی تکانی نخورده بود. به حسن و حسین چشم دوخت. آن دو تنها لبخند بر چهره داشتند.
امام سر از سجده برداشت. نماز را سلام داد. ناگهان متوجه شد فرش زیر پایش پر از خون است. در پایش احساس سبکی و آرامش کرد. برگشت به حسن و حسین(ع) و حکیم که تیر را در نوک قیچی نگه داشته بود نگاه کرد. همه چیز را فهمید. لبخندی زد و گفت: «به خدای بزرگ قسم، اصلاً دردی را حس نکردم!».

![]()
![]()

قران داراي 114 سوره است
قران داراي 6236 ايه استت
قران 114 بسم الله الرحمن الرحيم دارد
قران داراي 120 حزب ميباشد
قران 30 جز دارد
قران 115 بسم الله دارد
70بار نام قران در قران بكار رفته است
بزرگترين سوره قران بقره است
بهترين نوشيدني كه در قران به ان اشاره شده است شير ميباشد
كوچكترين سوره قران كوثر ميباشد
بهترين ايه ايه الكرسي است
ايه 282 سوره بقره بزرگترين ايه قران است
عظيم ترين ايات بسم الله الرحمن الرحيم ميباشد
بهترين خوردني كه در قران ذكر شده عسل ميباشد
منقورترين كار حلال نزد خداوند طلاق است
كوچكترين ايه قران مدها متان در سوره الرحمن است
بهترين شب در قران شب قدر است
بهترين ماه در قران ماه رمضان است
بهترين سوره قران يسن است
سوره حمد به مادر قران معروف است
سوره فجر به سوره امام حسين ( ع) معروف است
سوره هاي اسرائ حديد حشر صف جمعه تغابن واعلي به مسبحات مشهورند
86 سوره مكي و 28 سوره مدني است
سوره يسن به قلب قران معروف است
سوره هاي سجده فصلت نجم وعلق سجده واجب دارند
سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است
قران كريم در سوره حمدد خلاصه شده است
سوره توبه بسم الله الرحمن الرحيم ندارد
سوره الرحمن به عروس قران معروف است
سوره نمل دو بسم الله الرحمن الرحيم دارد
تعداد 29سوره قران با حروف مقطعه اغاز ميشوند
سوره حمد دو مرتبه بر پيامبر اكرم ( ص) نازل شده يكبار در مدينه و يكبار در مكه
در سوره هاي فلق و ناس به معوذتين معروفند
سوره عاديات منسوب به حضرت علي(ع) است
سوره اسرا به بني اسرائيل معروف است
37سوره قران در جز 30 قرار دارند
سورهايي كه توصيه شده در نماز جمعه خوانده شود عبارتند از منافقون و جمعه
سوره اي كه در شان اهل البيت ( ع) نازل شده سوره دهر است
سوره حجرات سوره اخلاق و ادب است
داستان گوساله پرستي بني اسرائيل در سوره طه بيان شده است
ايه الكرسي در سوره بقره قرار دارد
ايه معروف و ان يكاد الذين كفروا... در سوره قلم قرار دارد
دعاي ربنا اتنافيالدنيا حسنه ...در سوره بقره ايه 201 ميباشد
در ايه 7 سوره احزاب نام پنج تن از پيامبران اولوالعزم بيان شده است
ايه معروف امن يجيب المضطر اذا دعاه ويكشف اسو در سوره نمل ايه 62 ميباشد
ايه اي كه سربريده امام حسين ( ع) در شام تلاوت فرمودند ايه 9 سوره كهف ميباشد
ايه حجاب در سوره نور ايه 31 قرار دارد
ايه مشهور ولايت در ايه 55 سوره مائده قرار دارد
ايه اي كه پنج وقت نماز هاي يوميه در ان امده است در سوره اسرا ايه 78 ميباشد
در ايه 6 سوره مائده مراحل وضوبيان شده است
ايه صلوات بر پيامبر (ص) در سوره احزاب ايه 56 ميباشد
به ايه انالله وانااليه راحعون استرجاع مگويند
ايه 282سوره بقره به ايه وام دادن نيز معروف است
داستان معراح حضرت محمد ) ص) سوره اسرا بيان شده است
پيامبري كه قومش به بهانه گيري معروفند قوم حضرت موسي ( ع) ميباشند
حضرت عيسي ( ع) هماكنون زنده است
حضرت يحيي( ع) به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد
پيامبراني كه بعنوان اسوه حسننننه از انان برده شده عبارتند از ابراهيم ( ع) و محمد ص)
نام گرامي پيامبر 5 بار در قران امد ه است 4 بار با نام محمد ( ص) و يكباربا نام احمد در سوره صف ايه 6
پيامبري كه به سخن خدا ملقب شده حضرت موسي( ع) كليم الله ميباشد
پيامبري كه مورد تمسخر قومش قرار گرفت حضرت نوح( ع) بود
حضرت نوح به شيخ النبيا معروف است
حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد
لقب حضرت محمد( ص) حبيب الله است
پيامبر اكرم( ص) هنگام تلاوت ايه 61 سوره يونس ميگريست
پيامبراني كهبا همديگر در يك زمان مي زيستند عبارتند از ابراهيم ولوط يوسف ويعقوب موسي وخضر
حضرت ايوب ( ع) نمونه صبر و برد بباري بود
كتاب حضرت داود ( ع) زبور بود
حضرت ابراهيم ( ع) جد اول حضرت محمد(ص) بوده اند
حضرت ذكريا كفالت حضرت مريم را به عهده داشت
ايه 86 سوره هوداولين ايه اي است كه حضرت مهدي (ع) هنكام ظهورشان بر زبان مباركش جاري مي سازد
ايه 35بقره اولين ايه است كه از بهشت ياد ميكند
ايه 3 سوره مائده كه درباره خلافت و جانشيني علي(ع) است اخرين ايه اي است كه نازل شده
سوره اي كه در شان حضرت زهرا س نازل شده كوثر ميباشد
دختر حضرت شعيب /ع/ به عفت وحيا مشهور است
دوزن نمونه كه در قران به انها اشاره نموده است عبارتند از اسيه زن فرعون مريم مادر عيسي /ع
زن ابولهب هيزم كش جهنم است
دوزن كه در قران به زشتي از انها نام برده شده عبارتند از جالوت هامان سامري نمرود فرعون قارون وابولهب
حيواني كه نمرودرا به هلاكت رساند پشه بود
پرندگاني كه لشگريان ابرهه را به هلاكت رساندند ابابيل نام داشتند
اصحاب كهف 309 سال در غار خواب بودند
حيواني كخ همراه اصحاب كهف به غار پناه برد سگ بود
لقب حضرت يعقوب/ع/ اسرائيل است
قران طي مدت23سال بر پيامبر اكرم/ص/نازل شده است
اولين گرداورنده قران حضرت علي//ع/بود
نخستين مفسر قران حضرت علي /ع/ بود
نگاه كردن به قران عبادت است
نه صفت نمازگزار:1-مداومت بر نماز2-به محرومان انفاق ميكنند3-تصديق به روز قيامت ميكنند
4-ترس از عذابقيامت دارند 5-دامنشان را از بي عفتي حفظميكنند
6-بهعهدهخودوفاميكنند 7-گواهي به حق مي دهند 8-ترس از عذاب قيامت دارند 9-ترس ازعذاب قيامت دارند
سوال شد:چرا به كسي كه نماز نمي خواند عنوان كافر داه شده است
امام صادق/ع/فرمودند:تاركالصلوه نماز را از روي بي اعتنائي به فرمان خدا ان را ترك ميكند
امام صادق/ع/:هرگزشفاعت ما به كساني كه نماز را سبك بشمارند نخواهد رسيد
اولين فرمان از طرف خداوند به موسي عبادت بود
انانكه از عبادت كردن به خداوند تكبر مي ورزند هرچه زودتر ذليلانه به جهنم فرو خواهند رفت //سورهغافر ايه 660
نماز را برپا دار زيرا نماز انسان را از كارهاي زشت باز ميدارد و ياد خدا بسيار بزرگتر است /سور عنكبوت ايه 45
از مجرمان سوال ميكنند چه چيزشما را به دوزخ فرستاد گويند ما از نمازگزاران نبوديم //سورهمدثر ايات 40تا 43//
ركوع به معناي خشوع و از اركان نماز است قنوت در لغت به معناي اطاعت همراه با خضوع است
امام صادق/ع/ فرمود:وقتيبنده به نماز ايستاد خداوند متعال به او توجه ميكندوتوجهش را از او قطع نمي كندتا موقعيكه
3مرتبه از يادخدا غافل گردد در اين هنگام خداوند نيز اغز او اعراض خواهد كرد
پيامبر اكرممم /ص/ فرمود خشوع زينت نماز است
نيت يعني قصد انجام كاري كه در ان نزديك شدن به خداي بزرگ و اطاعت از فرمان او باشد
نيت ركن نماز است
قيام متصل به ركوع يعني چند لحظه ابستادن همرااه با ارامش واجب است
سبحان ربي الاعلي وبه حمده :منزه است پرورگار من كه از همه والاتر است و من به ستايش ان مشغولم
از نشانه هاي ياران با وفاي پيامبر /ص/ان است كه اثار سجده در سيماي انان ديده مي شود
بهترين راه نزديكي به خداوند از طريق سجده است
پامبر /ص/ فرمود من در قيامت امت خود را از اثار سجده كه بر پيشاني دارند مي شناسم
سجده كمر شيطان را مي شكندباعث محو گناهان مي شود و انسان را بهشتي ميكند
وحدهلاشريك له:يعني خداي واحدي است كه همتا ندارد
مستحب است كه در تشهد اول بعد از صلوات بر محمدو المحمدگفته شود :وتقبلشفاعتهفي امتهوارفعدرجته
چند پيام از تشهد :بندگي بالاترين مقام انبيا است عبوديت است كخ پيامبر رابه معراجميبرد شهذدت به رسالت پيامبر به معناي نفي تمام مكاتب بشري است
قران مجيد امر صلوات بر محمد /ص/راصراحتا اعلام فرموده است
ياايهاالذين امنواصلو عليهوسلمواتسليما
سلام نخستين در نمازبه رسول خدا/ص/
سلام دوم به خودماوبندگان شايسته خدا
سلام سوم به فرشتگان و مومنان است
پيامبر فرمودند: بهترين نماز ان است كه قنوت طولاني داشته باشد
قنوت به معناي دعا است در نماز درحال ابستادن
اولين نماز جماعتي كه تشكيل شده به امامت رسول خدا/ص/و شركت حضرت علي /ع/و جعفر طياربرادر حضرت/ع/بود
اثارو فوايد دنيوي نماز جماعت خوشنامي درمان نفاق در پناه خداقرار گرفتن كفاره گناهان
اثار و فوايد اخروي نماز جماعت :عبور از صراط ترفيع مقام نجات از ترس قيامت
نماز شب 11 ركعت است
رسول خدا /ص/فرمود:برترين نماز بعد ازنماز واجب نماز شب است
طبق ايه 91 سوره مائده از اهداف شيطان باز داشتن از نماز است
وضو كليد نماز است
وضو در لغت نظافت و نيكوئي و در حديثي به معناي نور و روشنائي امده است
وضو سبب پاگيزگي بدن وصفاي روان ادمي است
رسول/ص/فرمودك كسي كه شب را با وضوبيارامد گويي تمام شب را به احياو عبادت گذرانده است
رسولخدا/ص/فرمودمسواك كردن جزئي از وضو است
امام علي چيزي از امور دنيا شما را از خواندن نماز اول وقت باز ندارد
پيامبر اكرم /ص/:نماز اول وقت برترين اعمال است
دو ركعت نماز همراه با تفكر و حضور قلب ارزشمندتر از يك شب زند داري با دلسرگردان و بدون توجه است
رسول خدا /ص/فرمودند:هركس مقيد به حضور در نماز جماعت است تحت هر شرايطي كه باشد از صراط عبور
كرده وبه بهشت ميرود
امام صادق /ع/:خداوند نسبت به تمام مخلوقات رحمان است امارحيم به مومنان اختصاص دارد
يكي از نامهاي قيامت يوم الدين ميباشد
مقصوداز صراط مستقيم همان طريق خداشناسي و دين وپاي بند بودن به انجام دستورات خدا است
صراط در قيامت نام پلي است بر روي دوزخ كه همه مردم بايد از روي ان عبور كنند
گمراهان //ضالين//كساني هستند كه از ايمان به كفر تبديل يافته اند . كساني كه از خداوپيامبرش نافرماني ميكنند. كساني كه اخرت را باور ندارندو از رحمت الهي نوميدند
سبحان ربي العظيم وبحمده : پروردگار من عظيم واز هر عيبي منزه است و ممن به ستايش او مشغولم
ايه 60 سوره غافر :انانكه از عبادت كردن به خداوندتكبر مي ورزند هرچه زودتر ذليلانه به جهنم فرو خواهند رفت
ايه 31 سوره مريم :عيسي گفت :خداوند من سفارش كرده تا زنده امنماز وزكات را انجام دهم
بهترين چيزي كه بنده بعداز شناخت خداوند بوسله ان به درگاه الهي تقرب پيدا مي كند نماز است
براي نماز گزاري كه نمازش را در اول وقت به جا مي اورد :پيامبر/ص/ راحتي در دم مرگ نجات از اتش رفع و دفع اندوه را ضمانت كرده است
پيامبر /ص/فرمود شيطان تا وقتي انسان نمازهاي پنجگانه را در وقتش مي خواند خائف وترسناك است و از انسان هابركنار است
پيامبر فرمود كفرداي قيامت شفاعت من به كي كه نماز واجب را تاپس از وقت ان به تاخير اندازدنخواهد رسيد
اذان واقامه براي نمازهاي پنجگان مستحب موكد است
مهمترين شرط قبول نماز حضور قلب در نماز است
اداب حضور قلب در نماز: توجهكامل به نماز داشته باد در حالت كسالت وچرت ردن نماز نخواند در نماز خميازهنكشد
كسي كه درنماز خشوع بدنش بهتر از خشوع قلب باشد اين عمل نزد ائمه نفاق است
اداب مستحبات قيام انست كه جاي سجده را نگاه كند پاها را پس وپيش نگذارد دستها را روي رانهابگذارد
وبه راست و چپ و اسمان نگاه نكند .

![]()


– سال ۳۶۵ روز است و واژه «یوم» (به معنای روز در زبان عربی) دقیقاً به همین تعداد در قرآن تکرار شدهاست.
– کلمه «شهر» به معنای ماه دقیقاً ۱۲ مرتبه در قرآن به کار رفتهاست.
– نمازهای یومیه پنج وقت دارد و کلمه «صلوة» نیز در قرآن به همین تعداد آمدهاست.
– کلمات زن و مرد هرکدام به طور مساوی ۲۴ بار در قرآن آمدهاست.
– تعداد کلمات فرشته (ملائکه) و شیطان به طور مساوی ۶۸ میباشد.
– اگر مشتقات دو کلمه فوق را هم اضافه کنیم باز هر دو رقم متساویاً ۸۸ میشود.
– دو کلمه مترادف دنیا و آخرت هریک دقیقاً ۱۱۵ بار در قرآن آمدهاست.
– دو کلمه «عقل» و «نور» هر کدام به تساوی ۴۹ بار تکرار شدهاست (اشاره به نقش تعقل در هدایت)
– «شکر» و مصیبت هر کدام ۷۵ بار (اشاره به شکر نعمت برای رفع مصیبت) آمدهاست.
– لسان (Tongue) و موعظه (Sermon) هرکدام ۲۵ بار (اشاره به بهترین کاربرد زبان)
– محمد و شریعت هر کدام ۴ بار (ارتباط پیامبر با آموزشهایش)
– مشتقات کلمات فساد (Corrupt) و نفع (Benefit) به تساوی ۵۰ میباشد.
– «انفاق» (Spending) و رضایت (Satisfactions) هر دو ۷۳ بار (راه آسایش روان).
– سحر (Magic) و فتنه (Sedition , Misleading) هرکدام ۶۰ مرتبه.
– زکات و برکت هرکدام ۳۲ بار (ارتباط برکت و باروری و رشد اقتصادی با پرداخت داوطلبانه مالیات).
– مشتقات کلمات صبر (Patience) وشدائد (سختتیها Hardship) هرکدام ۱۱۴ بار (مساوی سورههای قرآن)
– کلمات مرده (موتی) و گمراه (اسم فاعل مفرد و جمع کلمه ضال) هر دو ۱۷ بار به کار رفتهاست.
– ساعت/ الساعة در قرآن کریم ۲۴ بار بهکار رفته است به تعداد ساعات شبانهروز.
– سماوات السبع یا سبع سماوات، هفت بار بهکار رفته است.
– «سجده» و مشتقات آن ۳۴مرتبه بهکار رفته است که برابر مجموع سجدههاى هفده رکعت نماز شبانهروزى است، از قرار هر رکعتى دو سجده، جمعاً ۳۴ سجده.
– لفظ صلاة و قیام و اقیموا و مشتقات آن ۵۱ بار بهکار رفته است که برابر با هفدهرکعت نماز واجب و ۳۴ رکعت نماز مستحب شبانهروزى است.
– مشتقات وصى/ توصیه بهتعداد اوصیاى الهى دوازده بار بهکار رفته است.
– لفظ شیعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن بهکار رفته است.
دربارهٔ قرآن
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شدهاست (البته بجز سوره فاتحه؛ «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سورههای قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب میشوند.)نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است, برای مثال اشخاصی میگویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر میگویند ۶۲۳۴.
بسته به روش شمارش و تعریف کلمه و نیز نحوهٔ رسمالخط, اعداد مختلفی برای تعداد کلمات و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آنها ۷۷۷۰۱ کلمه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد اما سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانیترین سوره قرآن سوره بقره یا گاو است که شامل ۲۸۶ آیهاست. کوتاهترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیهاست.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقرهاست که در آن ۲۰ حکم الهی آمدهاست. کوتاهترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف میکند.
اینها تنها قطره ایست از این دریای بی پایان، یادمان باشد اینبار که"اعوذ به الله من الشیطن الرجیم" را میگوییم با خلوص نیت باشد و تنها مختص روزهای پنجشنبه نباشد چونکه ما خود بسیار محتاج تر از رفتگانیم.
![]()




![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






